یادی از ابوالحسن صبا

غم نهفته در موسیقی ایرانی از کجاست؛ یادی از ابوالحسن صبا

محمود خوشنام

پژوهشگر موسیقی

بیست و نهم آذر ماه امسال پنجاه و پنج سال از مرگ ابوالحسن صبا می گذرد، ولی او همچنان در جامعه موسیقی ایران حضوری فعال دارد.

هنوز ردیف های اوست که در آموزشگاه ها تدریس می شود و هنوز رنگ ها و چهار مضراب های اوست که هم نوارندگان و هم جمع شنوندگان را سرِ شوق می آورد.

موضوعات مرتبط

راز این ماندگاری را باید در نوآوری های صبا جستجو کرد. او با آن که با موسیقی سنتی بزرگ شده بود و همه زیر و بم های آن را نزد استادان سنتی، میرزا عبدالله، درویش خان و حسین خان اسماعیل زاده آموخته بود، هیچگاه از نوسازی و نو نوازی آن غافل نمی شد. چیزی که گرایش به نوآوری را در او برمی انگیخت، از آموزه های مدرسه وزیری به دست می آمد. صبا در این مدرسه با مبانی موسیقی بین المللی نیز آشنا شد و جهان بینی تازه ای پیدا کرد و آن را چراغ راه نوآوری های خود ساخت. با تکیه بر تجربیات وزیری، از الفبای موسیقی- که از سوی استادان سنتی طرد می شد- برای نوشتن و انتقال موسیقی بهره گرفت. ویولن را که در تیول کمانچه کش ها قرار گرفته و عملا به بدل کمانچه تبدیل شده بود، از دست آنها به در آورد و شخصیتی مستقل بخشید.

مستقل، هم از شیوه های غربی و هم از دستکاری های کمانچه کش ها. ویولن به همت صبا ایرانی شد و آن چنان لحن و بیان رسائی پیدا کرد که به تواناترین وسیله تفسیر موسیقی سنتی تبدیل شد.

زندگی و کار

ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در تهران و در خانواده ای والا مقام و هنردوست زاده شد. پدرش کمال السلطنه، فرزند صدرالحکما و نوه محمود خان صبا معروف به ملک الشعرا بود که خود دستی در نواختن سه تار داشت، پسر را از آغاز با جذبه های موسیقی آشنا ساخت.

پس از آن او را به دست میرزا عبدالله و شاگرد و همکار برجسته اش درویش خان سپرد. ولی باز هم می دید که فرزند بیش از این ها توان فراگیری دارد. این بود که صبای نوجوان همزمان با سه تار، سنتور را نزد علی اکبر خان شاهی و تنبک را نزد حاجی خان ضربی آموخت و بیش از دوازده سالی از زندگی اش نگذشته بود که به کلاس حسین خان اسماعیل زاده، کمانچه کش معروف راه پیدا کرد. هنوز فراگیری مهم دیگری باقی مانده بود، باید می رفت به سراغ ویولن که تازه وارد ایران شده بود و همان کمانچه کش ها از جمله اسماعیل زاده آن را تعلیم می دادند. صبا پس از او آموزگار دیگری را نیز برگزید: حسین خان هنگ آفرین، از شاگردان رسته موسیقی نظام در دارالفنون.

به این ترتیب ابوالحسن خان پیش از آن که صبا شود با همه سازهای رایج زمان و گو شه ها و ریزه کاری های موسیقی سنتی آشنا شده بود. آن چه کم داشت، آگاهی های علمی بود. خوشبختانه مدرسه نوبنیاد وزیری می توانست این کمبود را جبران کند. وزیری با اعجاب و تحسین صبا را که در آن زمان بیست و یک ساله بود، یه شاگردی مدرسه پذیرفت و او در آن جا نت خوانی و نت نویسی، تئوری موسیقی و... را فرا گرفت و مهارت های فنی در ویولن نوازی ایرانی به دست آورد. استعداد و قریحه صبا به زودی او را در همان مدرسه به مقام هنر آموزی رسانید.

صبا در سال ۱۳۰۸ از سوی وزیری به مدیریت مدرسه صنایع ظریفه در رشت برگزیده شد و دو سه سال پرباری را در شمال ایران گذرانید. دستاورد بزرگ این سفر آشنائی های نزدیک او با موسیقی بومی شمال ایران بود.

پس از بنیاد نخستین فرستنده رادیوئی در ایران، به جمع هنرمندان این سازمان پیوست و به تکنوازی ویولن و یا همنوازی در ارکسترهای کوچک و بزرگ پرداخت. از سال ۱۳۲۳ به عضویت هنرهای زیبای کشور- وزارت فرهنگ و هنر بعدی- درآمد و رهبری یکی از ارکسترهای بزرگ ششگانه آن سازمان را برعهده گرفت. این ارکستر پس از مرگ صبا، نام او را به خود گرفت.

"او توضیح می داد که غم نهفته در این موسیقی برخاسته از غم ها و مصیبت های تاریخی ماست. حوادث غمبار تاریخی است که ذهنیت ما را دگرگون کرده و همه تراوشات ذهنی ما را چه در شعر چه در موسیقی و هنرهای دیگر غمگنانه ساخته است."

صبا دو سه سفر نیز به خارج از ایران داشت که غالبا به خاطر ضبط صفحه از نواخته های او بود. او سرانجام در بیست و نهم آذرماه سال ۱۳۳۶ به سبب شدت گرفتن بیماری قلبی در ۵۵ سالگی چشم از جهان فرو پوشید. خوشبختانه او فکر پس از خود را نیز کرده بود! با شیوه درخشان آموزشی جانشینان شایسته ای برای خود پرورش داد.

تلاش های صبا در زمینه های دیگر نیز با ابتکار و نوآوری همراه بوده است. با آفرینش قطعات ضربی و پیوند زدن آن ها به متن موسیقی سنتی، می کوشید ملال و یکنواختی را از آن بزداید و یا در آن تعدیلی به وجود آورد. خود او در جائی گفته است:

"حال که آرزو، امیال و تمنیات ما به واسطه نفوذ تمدن اروپائی اوج گرفته، متحیر هستم که جوانان با این موسیقی چه می کنند." او توضیح می داد که غم نهفته در این موسیقی برخاسته از غم ها و مصیبت های تاریخی ماست. حوادث غمبار تاریخی است که ذهنیت ما را دگرگون کرده و همه تراوشات ذهنی ما را چه در شعر چه در موسیقی و هنرهای دیگر غمگنانه ساخته است.

او برای برون رفت از این غمزدگی نیز می گفت:

«اگر بخواهیم موسیقی نشاط آور داشته باشیم باید اول در درون خود ایجاد بشاشت و نشاط بنمائیم- ساختگی خیر! آن وقت طبیعتا موسیقی ما هم که تراوش روح ماست نشاط آور خواهد شد.»

صبا در گردآوری و تنظیم ترانه های بومی- که سخت به آن ها عشق می ورزید- نیز روش های ویژه ابتکاری داشت. آنها را به گونه ای عرضه می کرد که بتواند الهام بخش آهنگساران باشد. از میان ترانه های گردآوری شده، قطعاتی را که بیشتر می پسندید بر می گزید و در کارگاه ذوق آن ها را برای اجرا های تکنوازانه و یا گروهی تنظیم می کرد.

دیلمان، زرد ملیجه، امیری، کوهستانی، در قفس و قاسم آبادی، همه دستاورد این گونه ذوق آزمائی های نوآورانه او به شمار می رود.

شیوه آموزش

"اگر بخواهیم موسیقی نشاط آور داشته باشیم باید اول در درون خود ایجاد بشاشت و نشاط بنمائیم- ساختگی خیر! آن وقت طبیعتا موسیقی ما هم که تراوش روح ماست نشاط آور خواهد شد"

ابوالحسن صبا

شیوه های آموزش صبا نیز درخشان بود. از همان آغاز میزان استعداد ها را در می یافت. کم استعدادها را به شاگردی نمی پذیرفت و هر آن کس را که می پذیرفت، به اوج می رسانید. غالب ویولن نوازان و بسیاری از سنتورنوازان و سه تارنوازان و برخی از نوازندگان سازهای دیگر، در هشتاد سال گذشته پرورش یافتگان مستقیم صبا به شمار می روند و در یک نگاه گسترده تر می توان گفت همه کسانی که در این زمان دراز به سوی موسیقی رفته اند از راه بهره گیری از ردیف ها و دستورهای صبائی، غیر مستقیم به انبوه شاگردان او پیوسته اند!

فراگیر شدن آموزه های نوآورانه صبا، تنها باعث ماندگاری خود او نشده که به استوار ماندن موسیقی سنتی نیز یاری رسانده است. صبا با پیروی از وزیری، هنگامی به نوشتن ردیف ها پرداخت که آموزش شفاهی- سینه به سینه- رفته رفته، به سبب از دست رفتن استادان سنتی، کارکرد دقیق خود را از دست می داد. صبا به هنگام تدوین ردیف خود، گزیده چینی می کرد. گوشه های مهم و اصلی آوازها را بر می گزید و تکه های کوتاه و تکراری و غیر اصلی را به کناری می نهاد.

اگر موسیقی ایران، در این سال های تیره روزی همه ضربات واپسگرایان را تاب می آورد، بخشی از توان پایداری خود را مدیون تلاش های نوآورانه کسانی است که ارزش واقعی آن و راه آینده آن را آشکار ساخته اند. نام ابوالحسن صبا در صدر فهرست این کوشندگان نشسته و ماندگار شده است. به قول زنده یاد فریدون مشیری:

«عمری صبا به پای نهال هنر نشست/ روزی ثمر رسید که دیگر صبا نبود/

اما صبا ترانه جاوید قرن هاست/ گیرم دو روز در بر ما بود یا نبود»

/ 0 نظر / 4 بازدید