محبوبم یاریم ده تا...

 

به چهره ی ماه که می نگرم چشمان منتظرت را خیره میشوم،اما تو خود می دانی که عاقبت این انتظار به سر خواهد رسید،

محبوب تمام سالهای زندگی من ،لحظاتی چند طاقت بیاور که هنوز چشمان منتظری هست که نیازمند یاری منند و هنوز هستند کسانی که از فرط گرسنگی سنگ به شکم بسته اند و به آب و نانی و هنوز قلبهای شکسته ایی هست که به تسلی خاطر و هنوز قامت های خمیده و  شکسته ایی هست که به اتکا من محتاجند،

محبوب زیبای من،لحظه ایی امانم ده تا ماه هایی را که از رنج روزگار چهره در ابر کشیده اند و خورشید هایی که از خجالت در کسوف پنهان شده اند را یاری دهم،

معشوق زیبای من ،از تو هیچ کوشک و نصرتی نمی خواهم و از تو لطف و عنایتی ،مهر و کرامتی،نمی خواهم ،من از تو کاسه آبی می خواهم که با آن تمام دنیا را،از نور تو لبریز کنم،

محبوب من،از تو مهربانی نمی خواهم که از تو قلمی می خواهم که با آن روی غمهای مردم خط،روی لبهاشان لبخند بکشم و به زندگیشان رنگ امید بزنم،

محبوب من تحمل کن که عاقبت به تو خواهم پیوست ،لحظه ایی صبر کن تا قبل از پرواز تمام داغداران و شکسته دلان را شاد و گرسنگان را سیر و تشنگان را از هوای وجود تو لبریز و به خواب رفتگان را بیدار کنم و تک تک اعضای جسمم را به نیازمندان هدیه کنم، آنوقت مرا آتش بزن ،خاکستر کن و عذاب بده اگر شرط خوشبختی مردم این است،اما بعد رفتن من هرگز آنها را تنها مگذار،

محبوب من هرچه خواهی به من عطا کنی،عطا مکن، به آن کس عطا کن که محتاج آنست،

محبوب من کوشکم هدیه به تمام قلبهای پاک و مردان و زنان آزاده کن،مرا به رنجان اما دردمندان و غمدیدگان و شکسته دلان را مرنجان،

محبوب من،از تو چیزی جز خوشبختی مردم نمی خواهم ،محبوب زیبای من تاب و توانم ده تا به آنچه که می خواهم دست یابم و مردم را از وجود تو سیراب کنم .

 

/ 0 نظر / 4 بازدید