او انسان ست،بند ،درخور انسان نیست

 

هرچه در اجتماع دیدم به زبان قلم نگاشتم شما به خودتان نگیرید این متن سیاسی نیست و اشاره ایی به هیچ حزب و توده ایی ندارد.

لطفا برداشت سیاسی نفرمایید.

باتشکر، کوشک

 

قبلا فکر می کردم فقط در اینجا با او اینطور برخورد می کنند در حالیکه او در همه جا مثله یک بازیچه ست یعنی اولش بازیچه نبود او هم یک انسان است با کمالات و صاحب صفات پسندیده و گاه از آنها هم برتر اما آنها چون موجودات حریصی هستند بدشان نمیاید از او بعنوان بازیچه خود سوء استفاده کنند بخاطر اینکه او از نوعی مخالف  با آنهاست، او سیاسی نیست حتی به هیچ تشکل و حزب و جنبش و توده ایی منصوب نیست او سبز و قرمز و  آبی نیست او سفید ِ سفید است اما آنها می خواهند سیاهش کنند، او حتی آزارش به مورچه هم نمی رسد گاهی تند خو می شود یعنی عصبانیش می کنند  اما انسان است دیگر او نیز بنده ی خداست ،او نیز می اندیشد، و می تواند به کمال برسد و بدون اسارت در بند واژه ها و جمله های او نمی تواند در اجتماع حضور یابد و همچون آنها از ارزشهای انسانی خویش دفاع کند ، و برای زندگی پاک و خدایی تلاش کند ، وقتی او آفریده شد در بند نبود او آزاد بود همچون آنها ،او علف هرز و اضافه و مضر نیست او انسانیست و حق اظهار وجود دارد، دریغا که خیلی از آنها تقریبا 90 درصد می خواهند او را بازیچه دست خود کنند و به او برچسب بدنامی و هرزگی زدند و بدنامش کردند و در بند کردندش و گفتند عقلش ناقص و علف هرز است در حالیکه او نیز ارزش انسانی اجتماعی و معنوی دارد ،خدا خود می داند چه موجوداتی آفریده است آیا آنها حق دارند او را در بند کنند و بدنامش کنند در حالیکه خود آنها حضورش را در جامعه خدشه دار کردند و همچون پرنده ایی که در آسمان حق پرواز داشت تا به خدا برسد را با سنگ زدند و در قفسش کردند و گفتند پرنده ساخته شده برای ابلاغ حرفهای ما مثله طوطی که فقط حرف بزند یا مثله بلبل که فقط آواز بخواند و...، پرواز را از پرنده گرفتند و گفتند پرنده اگر پرواز کند روزی شکار بازهای شکاری خواهد شد ،اما پرنده در قفس مردنی است ،پرنده ی آزاد به مراقبت و میله های نامرعی ما نیازمند نیست، که پرنده همیشه در پناه خداست، خدا خود به او آموخته ست که چگونه خود را از بند بازهای شکاری برهاند،در جهانی با این عظمت حتی افتادن یک برگ از شاخه اتفاقی نیست چه برسد به اینکه خدا بر اتفاقات جهان نظارت نکند و کسی بی دلیل آسیب ببیند،هرگز نمی شود کسی بی دلیل گزندی ببیند،چون ید الهی همیشه موجودات را در پناه گرفته و خواهد گرفت، چه از جان او می خواهید نظام طبیعت با خداست،نظام حکومتی و نظارتی هم با شماست از چه بیم دارید وقتی دور او را حلقه زده اید او آسیب نخواهد دید مگر حلقه را تنگ تر کنید و بخواهید خودتان به او آسیب بزنید وگرنه او با وجود خدا و حلقه شما هرگز گزندی نخواهد دید،به حال خود بگذاریدش او نیز انسان است او با شما کاری ندارد کمی محبت انسانی می خواهد و کمی آزادی انسانی و جرعه ایی حضور و اعلام وجود تا توانایی های انسانی اش را برای تحقق آمالش نشان دهد او نیز انسان است به توجه و زندگی اجتماعی نیازمند است و خلوتی می خواهد تا  بتواند با اندیشه اش به کمال و به خدا برسد، او با اینکه یک زن است اما کمتر از آنها ،کمتر از مردان  نیست، بگذارید در هوای خوش تنفس کند، بزور در قفس مَکنیدش چون پرنده مردنی است.

/ 0 نظر / 5 بازدید