39 پله 39 مقاله/هیچکاک

 

دومین مقاله (پله) کتاب متعلق به فیلیپ کمپ است با عنوان "استاد تعلیق" که به بررسی عنصر تعلیق در آثار هیچکاک مربوط است. به اعتقاد فیلیپ کمپ، هیچکاک همیشه متوجه ارزش تعلیق در یک فیلم بود و این که تعلیق چقدر قوی تر از شوک یا غافلگیری است.

به نوشته کمپ، هیچکاک در گفتگوی مفصل خود با فرانسوا تروفو، تضاد بین غافلگیری- وقتی بمبی زیر میز دو نفر مردی که در حال گفتگو هستند، می ترکد- و تعلیق- وقتی که تماشاگر متوجه بمب زیر میز شده و مردان بدون آگاهی از وجود آن سرگرم گفتگو هستند- را به خوبی تشریح کرده بود.

چارلز بار نیز در مقاله "تحول سبک"، همچون هنری کی. میلر به دوره کارهای صامت هیچکاک توجه کرده و تحولات سبکی در آثار این دوره او را تحلیل کرده است.

دن کالاهان در مقاله "در بازی" روی بازیگری در فیلم های هیچکاک تمرکز کرده، سینماگری که معتقد بود با بازیگران باید مثل گله رفتار شود. به اعتقاد کالاهان، گله را باید چرانید تا وقتی که پروار شود و او را به سمت کشتارگاه هدایت کرد اما آیا بازیگران هیچکاک نیز بره هایی برای مسلخ بوده اند؟

به نوشته کالاهان، رویکرد هیچکاک به زن ها در فیلم ها، رویکردی فتیشیستی (بت‌واره گرایانه) بوده و زن های بلوند او از مدلین کارول گرفته تا جنت لی، گریس کلی، کیم نواک و تیپی هدرن در واقع همه یک زن را بازسازی کرده اند: زن بلوند ایده آل ذهنی هیچکاک.

کمیل پاگلیا، که از مدافعان نظریه های فمینیستی در سینماست و قبلا تحلیل فیلم "پرندگان" از مجموعه بی اف آی از او منتشر شده، در مقاله اش با عنوان "زن درست" به بررسی تم فتیشیستی و زن ستیزی در کارهای هیچکاک به ویژه شخصیت های زن در فیلم های پرندگان، سرگیجه، پنجره عقبی، روانی و دستگیری دزد پرداخته است. فیلم های برجسته هیچکاک در دهه های پنجاه و شصت، نشان دهنده تنشی است که بین ترس مردان از وابستگی عاطفی به زنان از یک سو و ستایش آنها از زیبایی آنان وجود دارد.

سیدنی گوتلیب، نویسنده کتاب "هیچکاک از زبان هیچکاک" در مقاله اش با عنوان "نشان هیچکاک"، جایگاه این سینماگر در میان مردم را بررسی کرده و به توضیح مفاهیم متداول در فرهنگ سینمایی عامه مثل "جهان هیچکاکی" و "فیلم هیچکاکی" پرداخته است. به باور گوتلیب، آلفرد هیچکاک نه تنها به خاطر کیفیت کارهایش بلکه به خاطر تلاش خستگی ناپذیرش برای ماندن در انظار عمومی، یکی از مشهورترین و محبوب ترین سینماگران جهان است.

دیوید تامپسن، منتقد سرشناس بریتانیایی و نویسنده کتاب های "دیکشنری فیلم" و "لحظه روانی" در مقاله "هیچکاک و سیستم"، نقش مردانی مثل لئو وسرمن (معروف به پدرخوانده هیچکاک)، دیوید. او. سلزنیک (تهیه کننده بزرگ هالیوود) و مایکل بالکن را در زندگی حرفه ای هیچکاک دنبال کرده است.

مایکل بروک نیز در مقاله اش با عنوان "مُهر هیچکاک" به مولف بودن او در سایه تئوری مولف پرداخته. به نوشته بروک، هیچکاک دهه ها قبل از شکل گیری تئوری مولف، به شکل خطاناپذیری فیلم هایش را امضا می کرد. این امضا تنها، ظاهر شدن غیر عادی اسمش در تیتراژ فیلم نبود یا حضور کوتاهش در صحنه ای از یک فیلم بلکه به خاطرآن بود که تقریبا همه فیلم های هیچکاک، حداقل یک یا چند نمونه از نشان هیچکاکی را که نشانه خطاناپذیر حضور هدایت گر اوست، در خود دارند.

سفر یکی از درونمایه های اصلی فیلم های هیچکاک است. در خیلی از فیلم های او از جمله در "بیگانگان در ترن"، "شمال از شمال غربی"، "روانی"، "توپاز" و " ۳۹ پله"، آدم ها را در حال سفر می بینیم. آنها یا از چیزی می گریزند یا رو به سوی جایی دارند که رویدادهای دراماتیک غیر قابل پیش بینی ای در انتظار آنهاست. مقاله "ادیسه هیچکاک" نوشته نیک جیمز سردبیر مجله سینمایی معتبر "سایت اند ساوند"، به بررسی تم سفر در فیلم های هیچکاک می پردازد.

بیل کرون در مقاله "جرم"، به تم جرم و اعتراف به عنوان تمهیدی داستانی در کارهای هیچکاک به ویژه در "مرد عوضی"، "من اعتراف می کنم" و "حق السکوت" نگاه کرده است. هیچکاک معتقد بود: "جرم همه جا هست و ارتکاب به جرم مثل سرماخوردگی، ساده است."

بررسی تم جنایت در فیلم های هیچکاک به ویژه در فیلم های "قتل" (محصول ۱۹۳۰)، "طناب"، "ام را به نشانه مرگ بگیر"، "روانی"، "جنون"، "پرده پاره"، "پنجره عقبی" و "سرگیجه"، موضوع مقاله گراهام فولر با عنوان "قتل" است. فولر در این مقاله، شیوه های مختلف ارتکاب جنایت از کشتن با کارد در فیلم "روانی"، "ام را به نشانه مرگ بگیر"، "خرابکاری" و "۳۹ پله" تا خفه کردن در "بیگانگان در ترن" و خفه کردن با گاز در "پرده پاره" را شناسایی و تحلیل کرده است.

"به اعتقاد جوزفین باتینگ، رویکرد هیچکاک به سکس در فیلمی مثل "جنون" که بر مبنای فانتزی های جنسی قاتلی زنجیره ای ساخته شده، ویرانگرانه و تا حدی منحرف است."

به نوشته گراهام فولر، هیچکاک ۱۱ ساله بود که دکتر کریپن به خاطر قتل همسرش در بریتانیا، به دار آویخته شد و چند سال بعد درباره این حادثه نوشت: "این پرونده پر از خویشتن داری، کتمان حقیقت و ویژگی های جذاب برای درام بریتانیایی است."

توبی هگیث در مقاله "هیچکاک به جنگ می رود" به آن دسته از فیلم های هیچکاک که به نوعی با جنگ سر و کار دارند پرداخته مثل "بدنام"، "خرابکاری"، "خبرنگار خارجی"، "بانو ناپدید می شود" و "قایق نجات".

در این مقاله همچنین به دو فیلم تبلیغاتی که هیچکاک در زمان جنگ درباره نهضت مقاومت ضد فاشیسم ساخته یعنی "Bon Voyage" و "Aventure Malgache" که در فرانسه آزاد شده از سلطه اشغالگران نازی به نمایش درآمد، اشاره شده است.

پاتریک مک گیلیگان در مقاله "نویسندگان" به رابطه هیچکاک با فیلمنامه نویسان اش از جمله چارلز بنت نویسنده فیلمنامه "بیگانگان در ترن" و کمک فیلمنامه نویس تریلرهای دهه سی هیچکاک، الیوت استنرد نویسنده ۸ فیلمنامه هیچکاک، جان مایکل هیز، نویسنده ۴ فیلمنامه هیچکاک از جمله "پنجره عقبی" و جوان هریسن، همکار دیگر هیچکاک در فیلمنامه نویسی پرداخته و این دیدگاه در مورد هیچکاک را که او در عین وابستگی به نویسندگان با آنها دشمن بوده را به چالش کشیده است.

مقاله جک سالیوان با عنوان "صدا و موسیقی" به کارکرد موسیقی و جلوه های صوتی در کارهای هیچکاک به ویژه همکاری اش با برنارد هرمن آهنگساز برجسته سینما و سازنده موسیقی فیلم "روانی"، "سرگیجه" و "مردی که زیاد می دانست" می پردازد.

ریچارد کُمبز منتقد فیلم بریتانیایی و نویسنده سایت اند ساوند و فیلم کامنت، در مقاله "توطئه خانوادگی هیچکاک" به نقش خانواده به ویژه شخصیت مادر در فیلم های هیچکاک توجه کرده و فیلم های او را بر مبنای زندگی خانوادگی شخصی اش به طور موازی بررسی کرده است.

به اعتقاد کمبز، خانواده جایگاه مهمی در آثار هیچکاک دارد و او آن را به عنوان یک تم خود آگاهانه در نظر می گیرد.

کنت جونز در مقاله جذابش با عنوان "آمریکای هیچکاک" به تجربه دیداری اش از لوکیشن های واقعی فیلم های هیچکاک از جمله "سرگیجه" پرداخته و به این نتیجه می رسد که در برخی موارد مثل "سرگیجه"، فضای لطیف و خواب گونه فیلم، متاثر از طبیعت، آب و هوا و رطوبت مکان فیلمبرداری بوده است. او همچنین به شرح تجربه های فرزندانش از تماشای فیلم های هیچکاک می پردازد.

"دردسر سکس" عنوان مقاله جوزفین باتینگ است که روی مشکل هیچکاک با سکس تمرکز کرده است. باتینگ از قول دانلد اسپوتو نویسنده زندگی نامه هیچکاک می نویسد که او در زندگی اش تنها یک بار سکس داشته و آن هم زمانی بوده که نطفه دخترش پاتریشیا بسته شد. در واقع او از این زاویه به خوانش آثار هیچکاک پرداخته و رویکرد او را به سکس ناشی از تربیت سخت مذهبی، رابطه عمبق او با مادرش و محرومیت های جنسی او در زندگی و سرکوب میل جنسی در او دانسته است.

به اعتقاد این منتقد، رویکرد هیچکاک به سکس در فیلمی مثل "جنون" که بر مبنای فانتزی های جنسی قاتلی زنجیره ای ساخته شده، ویرانگرانه و تا حدی منحرف است.

ایان کریستی مورخ سینما در مقاله بیست و نهم کتاب با عنوان از "درون لنزها" به نقش دوربین در فیلم های هیچکاک و رابطه او با فیلمبرداران می پردازد.

نگاه خیره مردانه (male gaze)، چشم چرانی مردان و دوربین سوبژکتیوی که از دید مردی، دزدانه به برهنه شدن زنان نگاه می کند، همواره موضوع جذابی برای منتقدان فمینیست و تحلیل های روانکاوانه از فیلم های هیچکاک بوده است. در فیلم "روانی"، نورمن بیتز (آنتونی پرکینز) از سوراخ دیوار به لخت شدن جنت لی در اتاق هتل خیره می شود. در "پنجره عقبی"، چشم چرانی به تم اصلی فیلم تبدیل می شود. در این فیلم، اسکاتی (جیمز استوارت) با دوربین اش زنان همسایه را دزدکی زیر نظر دارد. و جف اندرو منتقد سرشناس مجله سایت اند ساوند نیز در مقاله "چشم ناظر" در این کتاب به همین موضوع پرداخته است.

لورا مالوی، نظریه پرداز فمینیست سینما نیز با رویکردی روانکاوانه در مقاله خود با عنوان "ام را به نشانه مادر بگیر"، نقش مادر در فیلم های هیچکاک از جمله در "بدنام"، "دستگیری دزد"، "بیگانگان در ترن" و "شمال از شمال غربی" را تحلیل کرده است.

لورا مالوی می نویسد: "مادر هیچکاک"، علاوه بر دلالت های روانی، دلالت های اجتماعی نیز دارد. علاوه بر ظهور فرهنگ فرویدی پاپ، سال های پس از جنگ در آمریکا، دلبسته مامیسم (مادرگرایی) شد، مفهومی که نخستین بار فیلیپ ویلی آن را در کتاب "نسل مارها" در سال ۱۹۴۲ مطرح کرده است.

به نوشته خانم مالوی، "با از بین رفتن کارها و مسئولیت های خانگی برای زنان در عصر مکانیزه شدن زندگی، مرد آمریکایی و جامعه آمریکایی تسلیم فرهنگ "مادری" (Mom) شد. قدرت متراکم شده مادران از طریق تسلط آنها بر پسرانشان اعمال می شد که سوسول، ناتوان از نظر جنسی و آسیب پذیر در برابر همجنس گرایی به بار آمده بودند."

ایزابل استیونس نیز در "هیچکاک و هنر" به سلیقه هنری هیچکاک و رابطه فیلم های او با هنرهای تجسمی و الهام او از برخی آثار مشهور هنری پرداخته است. وی مثلا بوسه مشهور جیمز استوارت و کیم نواک در "سرگیجه" را اجرای سینمایی مجسمه بوسه رودن دانسته و همچنین به همکاری هیچکاک با برخی هنرمندان معاصر از جمله سالوادور دالی در طراحی سکانسی از فیلم "طلسم شده" اشاره کرده است.

اما مقاله کاترین ویتلی با عنوان "شهرت" به جایگاه هیچکاک در نظر منتقدان مربوط است. به اعتقاد این نویسنده، تا جایی که به منتقدان مربوط می شود، تردیدی در بزرگی آلفرد هیچکاک نبوده است. سینماگری که در نقدها، معمولا از او با القابی چون "استاد تعلیق"، "بهترین کارگردان انگستان" و "تکنیسن بزرگ" یاد شده است.

کاترین ویتلی در مقاله اش می نویسد: " دهه پنجاه، دوران مهمی در تاریخ نقد فیلم به شمار می رود. دوره ای که در یک سو، در گوشه سرخ رنگ، تروفو و نویسندگان جوان کایه دوسینما ایستاده اند و در گوشه آبی رنگ، منتقدان انگلو ساکسن مثل لیندزی اندرسن از بریتانیا و پالین کیل از آمریکا . در نظر تروفو و منتقدان کایه دو سینما، هیچکاک ذاتا فیلمساز و مولفی واقعی و خطا ناپذیر بود اما لیندزی اندرسن در مجله سایت اند ساوند به انتقاد از دیدگاه های تروفو و نویسندگان کایه دو سینما پرداخت و مقایسه هیچکاک با داستایوفسکی، فاکنر، الن پو، برناسوس، نیچه، بالزاک و شکسپیر را مسخره کرد و ادعاهایشان را عجیب و غریب خواند."

مقاله سی و هشتم کتاب را هم دوباره دیوید تامپسن نوشته است. با عنوان "فیلم هایی که نبوده اند". مقاله تامپسن به طرح ها و فیلم های ناتمام هیچکاک در آغاز و پایان دوران فیلمسازی اش مربوط است.

طرح هایی مثل پروژه "تایتانیک" که هیچکاک قرار بود به محض ورود به آمریکا در هالیوود بسازد اما به خاطر ساختن فیلم "ربکا" کنار گذاشته شد.

سی و نهمین و آخرین پله را گیلرمو دل تورو، کارگردان اسپانیایی و سازنده فیلم هایی چون "هزارتوی پن" طی کرده است. او در مقاله اش با عنوان "بعد از هیچکاک" می نویسد: "من فیلم های هیچکاک را بیشتر از بقیه کارگردان ها (البته جز بونوئل) دیده ام. برای من این نوع تماشای کارهای هیچکاک شبیه دیدار زائران از رود گنگ بود. من در فیلم های هیچکاک بخشنده و بیکران غسل کردم با این حال، عمدا سعی نکردم چه از نظر تماتیک و چه از نظر بصری از او تقلید کنم و هرگز جرات نمی کنم بگویم که من سودای رسیدن به قدرت او را به عنوان داستان پرداز در سر داشته ام."

دل تورو توضیح می دهد که چگونه در بیست سالگی کتابی درباره هیچکاک و فیلم های او منتشر کرده است

وی هیچکاک را یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم می خواند که فیلم های او بر ادبیات، مجسمه سازی، موسیقی و معماری تاثیر گذاشته است

/ 0 نظر / 5 بازدید