خطبه123و124و125 از امام علی (ع)

خطبه 123

به اصحاب خود در عرصه پیکار فرمود

هر مرد جنگاورى از شما که در عرصه نبرد خود را دلیر یابد و در یکى از برادرانش ترس و سستى بیند ، باید که به نیروى دلاورى خویش که خداوندش عطا کرده دشمن را از او براند ، همان گونه ، که از خود مى‏راند . و گرنه ، ممکن بود که خواست خدا بر این قرار مى‏گرفت که او را هم همانند این یک بددل گرداند . مرگ ، شتابان ، در طلب همگان است . نه اقامت گزیده و به جهاد روى ننهاده از چنگالش رسته ، نه آنکه از او مى‏گریزد ، عاجزش یافته . گرامیترین مرگها ، مرگ در کارزار است . سوگند به کسى که جان پسر ابو طالب در دست اوست ، که تحمل هزار ضربت شمشیر بر من آسانتر است از مردن در بستر [ که در غیر طاعت خدا باشد . ]

گویى مى‏بینمتان که از جنگ مى‏گریزید و هیاهو مى‏کنید . همانند سوسماران که در کنار هم مى‏روند و از برخورد پوستهایشان به یکدیگر آوازى چنین بر مى‏خیزد . نه در صدد گرفتن حقى هستید و نه در خیال دفع ستمى . راهتان باز است . رهایى ، از آن کسى است که خود را در کارهاى دشوار افکند و هلاکت نصیب کسى ، که در کار درنگ نماید .

 

خطبه 124

سخنى از آن حضرت ( ع ) در برانگیختن اصحابش به جهاد

آن گروه از جنگاوران را ، که زره بر تن دارند ، پیش دارید و آنان را که زره بر تن ندارند ، در عقب بگمارید . دندانها را بر هم فشارید ، که این کار ، شمشیرها را از کاسه سر بیشتر دور کند . چون نیزه را به سوى شما گرفتند بیدرنگ ، بپیچید که این کار ، شما را از آسیب سر نیزه‏ها در امان مى‏دارد . دیدگان را فرو خوابانید ، که این کار بر شهامت شما مى‏افزاید و دل را آرامش مى‏بخشد . صداهایتان را پست کنید ، که این کار ناتوانى و وحشت را بهتر مى‏راند . پرچمتان را به این سو و آن سو متمایل مکنید و گردش را خالى مگذارید و آن را جز به دست دلیران سپاه مدهید . دلیرانى که همواره از آنچه باید دفاع کنند ، دفاع مى‏کنند .

آنان که به هنگام نزول سختى و بلا پایدارى مى‏ورزند و صبر مى‏کنند ، گرد پرچم را مى‏گیرند و از پس و پیش و راست و چپ حفاظتش مى‏کنند . نه از آن واپس مانند ، که به دست دشمنش سپارند و نه از آن پیش افتند ، که تنهایش گذارند .

بر هر یک از شماست که هماورد خود را از پاى درآورد و از برادر جنگجوى خود نیز حمایت کند و نباید که نبرد با هماورد خود را به برادر خود واگذارد تا هماورد او و هماورد برادرش همدست شده ، کار برادرش را بسازند .

به خدا سوگند ، اگر از شمشیر این جهان بگریزید از شمشیر آن جهان گریختن نتوانید . شما سروران و گردن فرازان عرب هستید و نسبت به دیگران چون کوهان بلند شتر هستید نسبت به دیگر اعضایش .

فرار سبب خشم خداوند است و خوارى و ذلت آورد و مرد را براى همیشه ننگین سازد . آنکه از میدان جنگ مى‏گریزد بر عمرش نیفزاید و فرار ، مانع مرگش نشود . کسى که به سوى خداى مى‏رود همانند تشنه‏اى است که به آب مى‏رسد .

بهشت در سایه نیزه‏هاست . امروز هر کس را هر چه در دل باشد آشکار شود . [ به خدا سوگند ، اشتیاق من به پیکار با آنان از اشتیاق آنان به خانه‏هایشان بیشتر است . ]

بارخدایا ، اگر حق را نمى‏پذیرند ، جمعشان را پراکنده ساز و میانشان اختلاف انداز و آنان را به سبب خطاهایشان به هلاکت رسان . ایشان از باورهاى خود بازنگردند ، مگر آنگاه که ، ضربتهاى پى در پى نیزه‏ها بدنهایشان را سوراخ کند ، چنانکه نسیم از آنها بگذرد و سرهایشان بشکافد و استخوانهایشان خرد گردد و دستها و پاهایشان به اطراف پراکنده شود و لشکرها دسته دسته از پى هم بر آنها بتازند و سوارانى که از هر سوى روى آورده‏اند بر سرشان هجوم آورند و لشکرهاى گران به شهرهایشان روانه گردد و سراسر بلادشان در زیر سمّ ستوران کوبیده شود و گرداگرد مراتع و چراگاههایشان را فرو گیرند .

خطبه 125

سخنى از آن حضرت ( ع ) درباره خوارج . هنگامى که حکمیت مردان را منکر شدند . اینک اصحابش را نکوهش مى‏کند

ما مردان را حکم قرار ندادیم ، بلکه قرآن را حکم قرار دادیم . و این قرآن خطى است نوشته شده ، که در میان دو جلد جاى دارد . به زبان سخن نمى‏گوید . نیازمند ترجمانى است و مردان ترجمانى کنند . هنگامى که آن قوم ما را دعوت کردند که قرآن را حکم قرار دهیم ، از آنگونه مردم نبودیم که از کتاب خدا رویگردان شویم . که خداى تعالى گفته است : « اگر در چیزى خصومت کردید آن را به خدا و پیامبرش بازگردانید . » ( 1 ) بازگردانیدن به خدا این است ، که بر طبق کتاب او داورى کنیم و بازگردانیدن به رسول خدا این است ، که سنّت او را بگیریم . پس ، اگر از روى حقیقت به کتاب خدا داورى شود ، ما از دیگر مردم بدان سزاوارتریم ، و اگر به سنّت رسول خدا داورى شود ، ما از ایشان اولاتریم . اما اینکه مى‏گویند ، که چرا در این داورى مدت معین کردى ؟ از اینرو چنین کردم تا در این مدت آنکه جاهل است حقیقت را دریابد و آنکه داناست در اعتقاد خود ثابت قدم شود و شاید خداوند ، در این مدت دست بازداشتن از جنگ ، کار امّت را به صلاح آورد . و او مثل کسى نباشد که گلویش را مى‏فشارند تا پیش از شناخت حق بدان شتاب ورزد و نخستین بار که باطل چهره نماید از پى آن رود . برترین مردم در نزد خدا کسى است ، که حق ، هر چند با کاستى و رنج توأم باشد ، در نظر او محبوبتر از باطل باشد ، هر چند ، که باطل براى او فواید بسیار در پى داشته باشد . چنین حیرت زده به کجا مى‏برندتان ، شما را از کجا آورده‏اند ؟ مهیاى حرکت به سوى قومى ( 1 ) شوید که در شناخت حق حیران‏اند و آن را نتوانند دید و گرفتار ستم شده‏اند و از آن رخ برنمى‏تابند . از کتاب خدا دورند و از راه راست منحرف گشته‏اند . اما شما دستگیره محکمى نیستید که در آن چنگ توان زد و نه یارانى در خور اعتماد ، که به هنگام سختى از آنان یارى توان خواست . براى افروختن لهیب جنگ چه بد آتش‏زنه‏اى هستید .

اف بر شما ، از شما جز بدى و رنج ندیده‏ام ، چه در آن روز که شما را به آواز بلند خواندم یا در آن روز که آهسته در گوشتان سخن گفتم . نه آنگاه ، که آوازتان دادم ، مردمى آزاده و صادق بودید و نه آنگاه ، که با شما آهسته سخن گفتم ، درخور اعتماد .

/ 0 نظر / 3 بازدید