نور تنها زیبایی جهان

 

(الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم)

 

نور تنها زیبایی جهان است



(کاش هرگز بر این دنیای سیاه که جز نیرنگی برای فریفتن انسان نیست ،قدم نمی نهادیم تا شاهد این همه برادر کشی و برابر کُشی و ظلم آشکار نبودیم)


به منجی سلام

منجی ما، کی میایی؟ زمانی که دریای خون جاری شود و ظلم در این خانه ویران بیداد کند؟

منجی از خدایت بخواه تا رخصت دهد تا زودتر بیایی،شاید زمانی که تو بیایی دیگر هیچ یک از ما زنده نباشیم و در خون آبه ی خود غرق شده باشیم،آنوقت به چه کس می خواهی طعم خوش برابری را بچشانی؟آنوقت عدالت پاک خدایی به چه کار آید؟ منجی، من کوچکتر از آنم که از تو بخواهم دنیای سیاه ما را نجات بخشی اما نمی توانم چشمها و گوشهایم را بروی دنیا ببندم و به تنهایی توان تغییر دنیا را ندارم، اما هر روز از شنیدن درد ها و ناله ها و ضجه های در بند شدگان و مادران و کودکانشان و یتیمان و مظلومان و دردمندان و بیچارگان و ستمدیدگان و تمامی زنان و مردان رنجکشیده و زحمتکشی که به امید تو، ای ناجی زمانها، نشسته اند ،قلبم می شکند و بارها میمیرم و زنده می شوم و متحیرم از عدالت پروردگار که چرا ناله آنها را ناشنیده می گیرد و به تو ای منجی اجازه حضور و دستگیری از ستمدیدگان نمیدهد؟!

گاهی به خود نهیب میزنم که تو مسئول حفظ همنوعان از دست ظلم و بیداد در سرتاسر جهان نیستی و خدا خود ناظر بر تمام کارهاست و تو تکلیفی در برابر مظلومین سرتاسر دنیا نداری،چون دنیا محل گذر و آزمایش است و انسان موجودی فنا ناپذیر است و در جهانی دگر جزای همه اعمالش را خواهد دید، اما نمی توان دست روی دست گذاشت و انتظار داشت خدا بدون واسطه در امور جهان دخالت کند پس نقش ما انسانها در زندگی اجتماعی و مهر و دوستی و انسانیت و برابری و عدالت  و بسیاری موءلفه های انسانی چه می شود؟

بخدا قسم که انسان باید از دیدن این همه ظلم در دنیا جان دهد نه اینکه سر در گریبان کند و چشم و گوشش را بروی دنیا ببند و به زندگی حیوانی مشغول باشد.

منجی ما، در جهان ما عده ایی از همنوعانمان برای قدرت طلبی و ثروت اندوزی دیگر همنوعانمان را می کشند و  میان مظلومین و ضعفا تفرقه می اندازند تا به حکومت های شیطانیشان ادامه دهند و جوالهایشان را از سنگ و کاغذ پر کنند ،منجی ما ،ما میلیونها دردمندیم با اینکه زمینهای ما خاک های غنی و پر آبی دارند اما در سرزمینهای ما خشکسالیست و ما از فقر و بدبختی و ریخته شدن خون عزیزانمان در حال مرگیم ،اینجا در این دنیا بر دریایی از خون شناوریم و هوایی که استنشاق می کنیم از شدت سیاهی زمانه قابل تنفس نیست و نور تنها زیبایی جهان ،از جهان ما رخت بسته انگار که خدا از دنیا و از ما ستمدیدگان رو گردانیده ست،

منجی ما ،از خدا بخواه تا تو بیایی و دردمندان را دریابی،...

منجی ،ما دردمندان دنیا به "بانکی مون"  نامه ها نوشتیم حتی به  مدافعان حقوق بشر از درد خویش نوشتیم اما کسی پاسخ درد ما را نداد،داد ما از این است که ما سیاهیم ،سفیدیم ،رنگینیم ،شکسته حالیم و شکسته بال، ما کوچکیم و دست خالی در برابر دژخیمان ایستاده ایم اما مدافعی نداریم که کمر ستمکاران و ستمی که بر ما روا می دارند را در سراسر دنیا بشکند.

منجی ،مرفهان  بی درد و ستمکاران و حاکمان و مستبدان خیال می کنند وجود تو فقط خیالهای باطل دردمندانیست که به امید رهایی نشسته اند .

منجی آیا تو خواهی آمد ؟ آیا تو ناله های ما را می شنوی؟ و سکوت می کنی ؟ منجی ، با این همه درد چه کنیم ؟ چرا جواب ناله ها را نمی دهی ؟ تا به کی باید در این هوای مسموم تنفس کنیم؟

ما نمی خواهیم  در این دریای خون غرق شویم، منجی ما ،ما سالهاست دست نیازمان را بسوی تو دراز کرده ایم اما دیگر فرصتی باقی نیست کشتی ما ستمدیدگان بدجوری آسیب دیده ست ما هم اکنون به یاری تو ای منجی نیازمندیم.

در محضر خدا هستیم و ازاو رحمت می جوییم  و تو را به یاری می طلبیم که تو پیام آور سنت خدایی،به یاری تو و رحمت پروردگار چشم دوخته ایم ،ای نوح ما کشتی ما را بر ساحل نجات هدایت فرما.

/ 0 نظر / 3 بازدید