حــــرف

 

خیلی وقتها آدم نمی تواند همه چیز را به زبان آورد یا ترس از بی آبرویی دارد یا ترس از تحقیر و تهمت و سر زنش و یا خجالت می کشد حرف ش را بزند.شاید حرفها هیچ یک از این عواقب ترسناک را هم نداشته باشند اما باز هم نمی شود حرف ت را بزنی،با خود می گویی نکند دل کسی از من بگیرد یا بشکند ؟ باز هم حرف عقده می شود ته گلویت انباشته می شود،اگر بخواهی داد بزنی و حرف ت را به زبان بیاوری به جرم مردم آزاری و مزاحمت بی جا روانه بند می شوی،توی دلت هم که می گویی و کم حرف می شوی بر چسب افسرده و بیمار می خوری،گاهی نمی شود حرفت را بگویی چون ممکن است بنیان زندگیت ویران شود،گاهی اگر حرفت را بگویی رییست اخراجت می کند،یا اگر به دوستت بگویی حق سکوت می خواهد،گاهی اگر لب تر کنی و چند کلمه محبت آمیز به زبان آوری خیلی ها عاشقت می شوند و گل سر سبد می شوی،گاهی با حرفها معروف میشوی،گاهی حرفها حرف می آورد و حرف تو حرف میشود و پایت به جایی که نباید و گاهی به جایی که باید باز می شود،گاهی حرف توی دهانت می گذارند گاهی حرف پشت سرت می زنند،گاهی حرفها عزیز دردانه، گاهی هم روسیاه عالم و آدم ت می کنند ، گاهی حرفها غمها را به دوش می کشند گاهی حرفها خوشحالت می کنند،حرف بسیار است از کدام حرف ، حرف بزنیم که نه ترس در آن باشد نه غم، نه بی آبرویی و نه شکست و نه  خجالت زدگی و نه نامهربانی و نه دروغ و ریا ،حرفی که حرف بیاورد اما از زبان من و تو و ما و نه حرفهای بی خود و بی جهت،حرفهای درست و سازنده برای انسان بودن.

 تو بگو از کدام حرف ،حرف بزنیم تا انسان بودن را بیاموزیم و انسانتر باشیم،یا با کدام حرفهای زیبا حرفهای نازیبا را رنگ زندگی بزنیم؟

حرفی بزن و دیدگاهی بگذار

/ 0 نظر / 4 بازدید